

به گذشته بر میگردیم به "
آرکانزاس" یعنی جایی که امی و بن هسته ی اولیه ی گروه را تشکیل دادند. بن
در طی مصاحبه ای در سال 98 نحوه ی آشنایی اش را با امی لی و شکل گیری گروه اینگونه توصیف میکند:
چند سال قبل ، من و امی در اردوی جوانان کلیسا حضور یافتیم ، در ساعت تفریح ، من در ورزشگاه نشسته
بودم و بسکتبال تماشا میکردم و در طرف دیگر حیاط ، جایی بود که پیانو مینواختند ؛ من خسته شده بودم که
صدای پیانو را شنیدم("
من برای عشق هر کاری میکنم (I'd Do Anything For Love ترانه ای از Meat Loaf
و دختری را دیدم که در نگاه اول متوجه توانایی و استعداد بالای او شدم. بعد از اینکه خشم اولیه ی من
که ناشی از حسادت بود فروکش کرد به سمت پیانو دویدم تا خودم را به آن دختر معرفی کنم . به پاهای خود
اعتماد کردم و فکر میکردم که در بهشت هستم . مجدداً من را با آهنگ هایی که ساخته بود تحت تأثیر قرار
داد. در یک اردوی کوچک کلیسا ، یکی از قویترین و زیباترین صداهایی را که شنیده بودم در کنار خود احساس
میکردم. بنابراین به هر ترتیبی بود او را قانع کردم که هرگز با کس دیگری کار نکند و او تا الان مال من است
همه چیز به همین آسانی شروع شد و در اواخر دهه 90 ، Evanescence تشکیل شد .
امی لی 24 ساله (متولد 13 دسامبر 1981 ) مدتهاست که از زمان جدایی بن از گروه نامزدی اش را با او به
هم زده است(تا جایی که من سراغ دارم ، بن تنها یک سال از لحاظ سنی از امی بزرگتر است)
و آنها در حال حاضر تنها دوستانی خوب و صمیمی هستند.(شاید علت اصلی عدم همکاری مودی با گروه
همین مسأله
باشد) گروه معتقدند که سبک جدیدی در
موسیقی راک را ارائه میکنند و ترانه هایشان
همگی درباره ی جنبه های درون گرایانه ی مفاهیمی چون عشق ، نا امیدی و افسردگی است . آنها می
گویند : " هدف اصلی ما این است که به مردم بگوییم که آنها تنها کسانی نیستند که نا امیدی ، تلخی و درد و
رنج به سراغشان می آید و همه ی ما در این مفاهیم شریک هستیم." و امی لی می گوید که ما در باره ی
انسانها و زندگی آنها حرف میزنیم و همه ی ما در راهی که می رویم به نوعی در سرنوشت هایمان شبیه
یکدیگر هستیم.
آنها در ابتدای کار خود آهنگهایی نظیر " understanding" و " give unto me" را به اسم Evanescence ثبت
کردند ولی بعد از مدتی دیوید هاگز به دلایل نامعلومی از گروه جدا شد.
"understanding" این ترانه ی 7 دقیقه ای زیبا برای پخش در رادیو آرکانزاس پذیرفته میشود و خیلی زود
مقبولیت پیدا میکند.بعضی معتقدند کارهای گروه تم مذهبی دارد هرچند توسط خیلی از گروههای مسیحی
مورد نکوهش قرار گرفتند و اوج سرزنشها بعد از مصاحبهی گروه با مجلهی رولینگ استون بود که آنها
متّهم به کفرگویی شدند
گروه موسیقی Evanescence با برنده شدن دو جایزه ی " گرمی " در عالم موسیقی و آلبومهای پرفروشی
چون "fallen" ، نشان داده که توانسته به جایی که میخواهد برسد . هر چند که خودشان معتقدند برای
رسیدن به قله ی موفقیت هنوز راه زیادی در پیش دارند.
جدیدترین آلبوم این گروه که در اواخر سال گذشته ی میلادی منتشر شد ، " Anywhere but home " نام دارد
که جزء پرفروش ترین آلبوم های موسیقی سال گذشته بود . بسته بندی DVD آن شامل سی دی های
موسیقی ، تصاویر پشت صحنه ، نماهایی از گروه در کنسرت پاریس ، مجموعه ای از ویدیو کلیپ های گروه
مانند " به من زندگی بده " ( Bring me to life ) و... بود.
امی لین لی در چند سطر:
1- متولد 13 دسامبر 1981 در ریورساید کالیفرنیا . دو خواهر به نام های
کری 16 ساله ، لاری 14 ساله و یک
برادر به نام رایی 11 ساله دارد. پدرش ، جان لی ، گیتاریست ارشد گروه موسیقی " جان لی و هاردلاک" بود
و از کودکی به امی گیتار زدن را آموخت.
2- امی در کنار آموزش گیتار از کودکی به آموختن درس های کلاسیک پیانو پرداخت
و طی نه سال به خوبی
پیانو زدن را آموخت. او از 12 سالگی به گروه نوازندگان مدرسه اش پیوست و در مسابقه های منطقه ای و
ایالتی مختلفی شرکت کرد. تمام اعضای خوانواده ی امی نوازندگان خوبی هستند.
3- امی در ارکانزاس بزرگ شد و از همان نوجوانی به ترانه سرایی رو آورد . هنرمندان مورد علاقه اش
استیوی واندر ، نیروانا ، بت گیبونز ، کارول کایند و توری آموس هستند . او همیشه رویای راه انداختن یک
گروه موسیقی راک متفاوت از سایرین را در سر داشت .
4- در نوجوانی همانطور که در بالا اشاره شد در یک کمپ با بن مودی آشنا شد و بعدها بسیار به هم علاقه
مند شدند و با هم مدتی نامزد بودند.
5-کارهای ابتدایی گروه به نظر خود اعضای گروه موسیقی مرده بود و به
درد افراد پیر میخورد!
گروه در مقایسه با گروه های محلی دیگر موفقیت چندانی نداشت اما به تدریج با افزوده شدن هندمندانی
چون توری آموس و دنی الفمن حس و حال دیگری پیدا کرد . مودی درباره ی آن روزها میگوید " ما اجرای
زنده نداشتیم و هیچ کس نمیدانست که ما کجا هستیم و اصلاً کی هستیم . ما پولی نداشتیم که یک شوی
زنده راه بیندازیم و یا به نوازندگان جدید دستمزد بدهیم."
6- به تدریج که گروه در سراسر کشور محبوبیت پیدا میکرد ، برخی از ترانه های آنها از رادیو پخش می شد و
این اولین معرفی آنها به شکل گسترده بود . در سال 1998 آلبوم EP آنها (البته به شکل محدودی) منتشر
شد و آنها توانستند اولین برنامه ی زنده ی خود را اجرا کنند . بیشتر سرمایه ی این آلبوم توسط اعضای گروه
و مقداری از آن توسط Bigwig Enterprises پرداخت شد . سال بعد " EP Whisper " به بازار عرضه شد و در
سال 2000 آلبوم " Origin" توسط "BigwigEnterprises " منتشر گشت . مدتی بعد تهیه کننده ای به نام پت
متیوز
نمونه های کارهای آن را با خود به
نیویورک برد و گروه توانستند با کمپانی های معتبر موسیقی مانند "
ویندآپ رکوردز " قرارداد ببندند . آلبوم " Fallen " آنها در مارچ 2003 توسط همین کمپانی منتشر شد.
7- " به من زندگی بده " ترانه ای که در فیلم " Daredevil " ( با شرکت بن افلک) استفاده شد ، برای گروه
موفقیتی بزرگ در سال 2003 به شمار میرفت. آلبوم " Fallen " گروه در همان سال جزء پرفروش ترین آلبوم
های موسیقی بود رتبه ی اول در لیست ده نفره ی موسیقی آمریکا ، رتبه ی اول در لیست پنج نفره ی
موسیقی کانادا و رتبه ی اول در لیست موسیقی انگلستان را به دست آورد . امی لین لی دیگر به آرزوی
بزرگ زندگی اش رسیده بود
[ mo0sahebeh ba amy jo0o0o0o0o0n ]
+ نوشته شده در ساعت 19:56 توسط melorin
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:38 توسط melorin

بهتره اول در مورد آلبومتونFallen صحبت كنیم كه سال گذشته چهارمین آلبوم ِ پرفروش آمریكا شد با فروشی در حدود سه و نیم ملیون نسخه و من یقین دارم در سرتاسر جهان در حدود هفت میلیون هم فروش داشته !
Amy Lee : آره حیرت آوره ! اما هنوز به هفت ملیون نرسیدهها !
- این فروش ِ فوقالعاده چه احساسی به تو میده ؟
Amy Lee : احساس میكنم كه یه كاره خوب انجام دادم ، خوشحالم كه مردم زیادی
موسیقی ما رو دوست دارند . این هرگز به معنی ِ یه موفّقیّت جهانی یا قدرت
برای من نیست . مردم اغلب تعجّب میكنند كه چرا من مثل پولدارها هیجانزده و
خوشحال نیستم در صورتی كه من آهنگ میسازم و فقط همین من رو خوشحال میكنه
.
یادمه آخرینبار كه باهم صحبت میكردیم گفتی هرگز تو خیابون شناخته نمیشی ! هنوز هم اینجوریه ؟
Amy Lee : یقیناً كمی بیشتر از آنچه كه قبلاً بوده شناخته میشم . فكر كنم
سال پیش حوالی ِ ماه ژوئن بود كه صحبت كردیم و خیلی بیشتر از اون زمان
اتفّاق میافته كه وقتی تو خیابون هستم كسی من رو بشناسه . اما نه آنطور كه
نتونم به جاهای عمومی برم . هیچ وقت به این حد نمیرسه . شاید به خاطر ِ
اینكه من یه ستارهی پاپ یا بازیگر سینما نیستم . یعنی امیدوارم كه هیچ وقت
هم پیش نیاد ! چون در اینصورت از زندگی متنفر میشم . البته خیلی جالبه
كه یه طرفدار رو میبینی ، یه نوشتهای رو امضا میكنی و اونها به موزیك و
كار تو احترام میذارن ؛ شاید این یه تعارف باشه اما من هیچ وقت موقع
بیرون رفتن آرایش نمیكنم و انتظار ندارم كه شناخته بشم ، اما مردم میخوان
عكس من رو بگیرن و بذارن تو نت یا جاهای دیگه و منم ازشون میخوام كه
لطفاً عكس ِ من رو نگیرین !
- اونموقع گفتی كه Evanescence فقط متشكل از تو و بن با یك گروه از
بچههای دیگه است . حالا تو و بقیه به عنوان یك گروه دارید كار میكنید
چطور اینجوری شد ؟
Amy Lee : خُب من فكر میكنم كه برای یه گروه مهمّه كه احساس كنند قلبشون
رو دارن برای یه كار میذارن . جریان اینطور بود كه بقیه بچهها وقتی به
گروه آورده شدند كه كار تقریباً ضبط شده بود . در نتیجه قلب اونها با كار
نبود . ما بهشون میگفتیم كه چهطور بنوازن و اونها مینواختند . این روش
بهخصوص زیر نظر بن یه روش واقعاً سخت بود كه باید همه چیز رو درست همان
قدر كه لازم بود انجام میدادی و من به چنین روشی اعتقاد ندارم . من به قلب
موسیقی اعتقاد دارم . چیزی كه موسیقی حتماً باید داشته باشه . نباید به
صورت دیكتاتوری عمل كرد . موسیقی باید در قلب شما باشد . باید با احساس
مطابقت كند و هركس میتونه اونطور كه میخواد از موسیقی ما و كاری كه گروه
انجام داده برداشت كنه . اینجور نیست كه اول امتحان كنی و بعد بخوای
مثلاً به یك موزیك محلّی یا چیز دیگر تبدیلش كنی . گیتاریست جدیدمون یه
چیز تازه به گروهمون آورد كه خیلی قشنگ و جالبه ! همینجور ما شانس این رو
داریم كه یك كار رو بدون عضو مهم و اصلی گروه با هم ادامه بدیم . دور هم
جمع بشیم و بگیم این آهنگ باید بهتر بشه یا این كه با هم یه آهنگ رو
بنویسیم و همه این حس رو داشته باشن كه واقعاً توی یك گروه با تمام
خاصیّتهاش دارن كار میكنند و نوازندههای كرایهای نیستند .
- پس آخرین بار بن یه تیكه از آلبوم رو به طور كامل نوشته و این تو
چهطور نوشته شدن ِ آهنگهای آلبومهای بعدی میتونه تاثیر بهسزایی داشته
باشه .
Amy Lee : حتماً تاثیر خودش رو خواهد داشت . من فكر میكنم آلبوم بعد به مراتب بهتر خواهد بود .
- در واقع منظورت اینه كه دوست نداری از آلبومهای قبل اثری در آلبومهای جدیدت باشه ؟
Amy Lee : همیشه بعد از یك آلبوم یه پیشرفتی باید باشه . همیشه احساس
میكنم كه بعضی وقتها سخته كه همون كارهایی كه تو هفده ، هجده سالگی نوشته
شده رو انجام بدی . در حالی كه اتفّاقات زیادی به طور مثال برای من
افتاده و حالا من آدم دیگهای هستم . شما رشد میكنین ، تغییر میكنین و
احساسات متفاوتی خواهید داشت . برای من خیلی سخته كه یه چیزهایی رو بخونم
كه مربوط به یه دورهی قابل نقده . اون دورهای كه این چیزها رو نوشتم و من
دوست ندارم هیچ وقت قابل نقد باشم . همیشه دوست دارم قویتر از قبل باشم .
برای همین هم دوست دارم كه دربارهی احساسات پختهتری بنویسم كه حالا دارم
و همینطور راجع به چیزهایی كه ازشون گذر كردم . همیشه دوست دارم چیزی
برای گفتن داشته باشم . نمیخوام هیچوقت ساكت باشم .
- آیا آهنگ كاملی برای آلبوم بعدیتون دارید ؟
Amy Lee : آره ، دوتا . خیلی زیاد نیست ؛ تیكههای زیادی میگیریم و
ایدهها و نقشهها و چیزهای زیادی داریم منتها اگه بتونیم از دست این
مسافرتها نجات پیدا كنیم اون وقت میتونیم جمع و جورش كنیم . فكر كنم
آخرهای فوریه یا اوایل مارچ این مسافرتها تموم بشه . اونوقت دوباره شروع
میكنیم .
- پس به محض اینكه مسافرتهاتون تموم بشه اونوقت دوباره شروع میكنین ؟! هیچ استراحتی ندارین ؟!
Amy Lee : درسته ، چیزهای زیادی تو فكرم میسازم و دوست دارم بنویسمشون و
حس میكنم اگه ننویسمشون منفجر میشم ! این طولانیترین مدت تو زندگیم ِ
كه بدون نوشتن گذشته . همیشه آهنگ مینوشتم . قبل از بن و با بن و بعد از
بن . كار نوشتن آهنگهای آلبوم تنها با بن نبود . ما با هم اونها رو
نوشتیم . در واقع اگر نتونم چیزهایی كه درونم هستند به آهنگ و شعر تبدیل
كنم احساس پوچی میكنم .
- پس وقتهایی كه در سفرید نمیتونید چیزی بنویسید ؟
Amy Lee : فقط راجع بهش فكر میكنم . شب پیش یه اجرا داشتیم به خودم قول
دادم وقتی رفتم خونه سریع برم تو رختخواب حتی چیزی هم ننوشتم . طرفای ساعت 1
خوابیدم و طرفای 6:45 بیدار شدم كه این اصلاً یه خواب ِ كامل نیست . بعدش
سوار هواپیما شدم و به شهر بعدی رفتم . 1 ساعت بعد از اینكه به هتل رسیدیم
یه مصاحبهی سه ساعته داشتم وقتی مصاحبه تموم شد برای چك كردن ِ صدا رفتم
در حالی كه بین چك كردن صدا و اجرا فقط سه ، چهار ساعت برای خوردن و
استراحت كردن وقت داشتم . تنها زمانی كه میتونستم چیزی بنویسم میتونست تو
طول اون سه ساعت باشه كه اون هم وسط روز بود . مثل این میمونه كه خودم
رو مجبور كنم یه چیزهایی بنویسم . وقتی كه حتی احساسی برای نوشتن ندارم فقط
احساس خوابآلودگی شدید میكنم . خودتون هم میدونید كه زمانهای سختیه .
یه روز كه مرخصی دارم باید بشینم و اون چیزهایی كه به ذهنم اومده یادداشت
كنم ؛ ولی نوشتن توی مسافرت بالقوه غیر ممكن ِ . خصوصاً وقتی كه برنامه سفر
شما این قدر به هم فشرده باشه .
- فردا شاید برایت بدتر هم باشه چون یه پرواز پنج ساعته به Perth داری !
Amy Lee : برای من زیاد مثل كاركنان هواپیما سخت نیست چون بارگیری طرفای
هشت ِ صبحه و بعدش حركت و یه پرواز 4 ، 5 ساعته و همش قبل از نهار و تازه
بعدش هنوزم وقت برای چك كردن صدا داریم .
- این شایعهها دربارهی اینكه تو و برلند قراره با هم كار كنید چیه ؟
Amy Lee : خب من و برلند دوست هستیم و با هم كار هم انجام دادیم . من و
Danny Lohner ، David Bowie ، Rob Zombie ، Nails به عنوان ِ یه گروه
زیرزمینی ؛ اما طبق قوانین و چرندیات اونها دیگه نتونستن از صدای من
استفاده كنند كه واقعاً خجالتآوره چون ما كارهای خیلی خوبی با هم انجام
دادیم . وقتی كه بن گروه رو ترك كرد باهاش صحبت كردیم تو آلبوم بعدی
باهامون همكاری كنه كه میتونست واقعاً عالی باشه اما من حس كردم كه خیلی
مهمه كه من خودم برای گروهم آهنگ بنویسم . واقعا دلم میخواست خودم تجربه
كنم و خطا كنم چون واقعا جالبه !
فكر میكنی در آینده آلبومی با صدای تكی خودت به بازار بیاد ؟
Amy Lee : نمیدونم فكر نمیكنم اما نمیتونم بگم ، گفتنش سخته شاید اگه
یه روزی evenascence دیگه وجود نداشته باشه به این موضوع فكر كنم شاید هم
تا اون موقع به اندازهی كافی درآمد از كار موزیك داشتم كه دیگه به این
موضوع فكر نكنم.
- Terry از گروه Cold الان برای شما گیتار میزنه اوضاع اون چه جوریه؟
Amy Lee : بهتر از اون چیزی كه توقع داشتم چون اون رو میشناختم اما نه
خیلی زیاد ما فقط دوستای خوبی بودیم و این رو میدونستم كه میتونم روش
حساب كنم و این واقعا به من آسایش خاطر میداد. Terry گیتاریست فوق العادست
با یه اجرای خیره كننده روی صحنه! شخصیت خوبی داره واقعا خاكیه و مهم تر
از همهی این چیزا یه آهنگساز فوق العادست كارای خارق العادهای برامون
ساخته خلاصه اینكه آوردنش یكی از بهترین تصمیماتی بود كه تا حالا گرفتیم.
- خب پس یعنی گروه Cold دیگه تموم شده محسوب میشه!
Amy Lee : مطمئنم كه اینطوره ؛ اونا میتونن یه گیتاریسته دیگه پیدا كنن و
ادامه بدن اما اینو میدونم كه خوانندهی اصلی گروه مدام در حال ترك
اعتیاده واین مشكله بزرگیه. مدت زیادیه كه مشكل داره و من فكر نمیكنم كه
اونا بتونن كار دیگه ای داشته باشن. Terry هم از وضعیت گروهشون واقعا
ناراحت بود پس ما تو یه شرایط خیلی عادی دور هم جمع شدیم.
- پس كسی از گروه Cold احساس بدی نسبت به evenascence نداره.
Amy Lee : نمیدونم من باهاشون صحبت نكردم ملاقات ما واقعا خنده دار بود
خوانندهی اصلی گروه واقعا آسیب دیده بود اما بقیه ی بچه ها توی گروه واقعا
عالی بودن من عاشق Jerremy وKelly هستم كه واقعا عالیان با هر دوی این
بچه ها دوست بودم درامر گروه رو خیلی خوب نمیشناسم اما فكر نمیكنم احساس
بدی به ما داشته باشن فكر میكنم كه همشون از وضعیت گروهشون واقعاً ناراحت
هستن.
- شما اینجا با Finger Eleven اومدید دربارهی اونا چی داری بگی؟
Amy Lee : آره , ما واقعاً اونا رو دوست داریم باهاشون تورهای زیادی میریم
واقعا بچههای خوبی هستن یكی از گروههای واقعاً با استعدادی هستن كه تا
اونجا كه من میدونم تا حالا موفق نبودن واقعاً باهوشن ، باحالن و بچههای
خوبین. James واقعاً عالیه و Scott خوانندهی اصلیه گروه واقعاً دوست
داشتنیه.
- فكر میكنی كه شانس اینو داشته باشین كه بازم سفرهایی مثل این سفر داشته باشین؟
Amy Lee : همیشه نه . الان تو استرالیا هستیم و همه دارن تا اونجا كه
میتونن تلاش میكنن كه این یه سفر خوب باشه . فكر كنم این فقط من باشم كه
تمام طول روز رو چسبیدم به مصاحبههای طولانی. هركس ممكنه وقتهای زیادی رو
گیر بیاره كه برای استراحت كردن بره جاهایی كه دوست داره اما بعضی وقتا كه
من میتونم برای اجرا بیام بیرون انرژی زیادی رو از دست میدم شاید قبلاً
هم كه زیاد كار نداشتم این جوری بود اما حالا قضیهی كاره!
- خوب این فقط وقتایی كه یه شغل خوب داری ممكنه اتفاق بیافته!
Amy Lee : آره واقعا كار خوبیه! با دستیارم “Beth” كه میكاپ آرتیست و
آرایشگر موم هست و همه كارام رو انجام میده و واقعا نمیدونم چی باید صداش
كنم!ناهار میخوردیم و 4 ساعت بیكاری داشتیم! خوب این كارمونه و به خاطرش
پول در میاریم اما Beth میگه این كافی نیست.
- خوب فكر كنم ادامه بدی بهتره!
Amy Lee : "این كافی نیست"حرفیه كه terry همیشه میگه . بعد از بردن 2 جایزه
و و مدتی سرپا ایستادن تو یه كنفرانس فشرده ، مصاحبه كنندهها ازش پرسیدن
كه : خوب terryچه احساسی داری حالا كه گروه یه موفقیت عظیم بین الملی داشته
و 6 میلیون كپی فروخته ؟ و اون گفت:این كافی نیست! و ما فكر كردیم كه این
جالبترین چیزیه كه ممكنه یه نفر تا حالا گفته باشه
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:53 توسط melorin

نوع صدای او " آلتو" (صدای اوج ) است ، هرچند آواز های " سوپرانو " (صدای زیر) را نیز بخوبی اجرا میکند.
علامت مشخصه ی او سبک لباس هایش است که بصورت Gothic- Victorian می باشد ، همچنین گیسوان
مشکی بلند و چشمان آبی روشن وی. Lee در خانواده ای متولد شد که پدر وی John Lee یک دیجی و
مادرش sarah corgill یک خانه دار بود. او یک برادر به نام Robby و دو خواهر به نام های Carrie و laurie دارد.
Leeخواهر سومی به نام Bonnie داشت که در سن سه سالگی به دلیلی ناشناخته فوت نمود. آهنگ Hello از
آلبوم Fallen به یاد او ساخته شده است. Lee مدت نه سال آموزش کلاسیک پیانو را گذرانید. خانواده ی وی به
جاهای مختلفی چون Illinois , kansas و Florida نقل مکان نمود و سرانجام درLittle Rock, Arkansas ساکن
شد ؛ همانجایی که Evanescence شکل گرفت. او فارغ التحصیل آکادمی Pulaski در سال 2000 است.

همچنین مدت کمی نیز در دانشگاه Middle Tennessee State حضور به هم رسانید. وی گروه خود را همراه
Ben moody تأسیس نمود. آن دو اولین بار همدیگر را در اردوی جوانان ملاقات کردند ، زمانی که Lee در حال
نواختن ترانه ای از Meat loaf (من باید هرکاری برای عشق بکنم ولی اینطور نخواهم کرد ) با پیانو بود. ظرف یک
ماه ، آن دو قبل از ضبط Eps و Evanescence EP (در سال 1998) و Sound Asleep EP (در سال 1999)
مجموعه آهنگ هایی را در کتاب فروشی ها و قهوه خانه ها اجرا نمودند. آهنگ دیگری به نام You توسط
Amy lee نگاشته شد . اما از آنجا که یک آواز شخصی برای دوستان و خانواده اش بود ، قرار نبود بیرون بیاید.


هنگامی که آهنگ You بدون اطلاع Amy منتشر شد ، او از مردم خواست تا توزیع آهنگ و متن آن را متوقف
کنند. در سال 2000 ، آن ها مجموعه ی بزرگتری به نام " Origin " ضبط نمودند که حاوی آهنگ هایی بود که در
آلبوم Fallen از آنها بهره گرفته شد و توسط Lee و Moody نگاشته شده بود. Fallen و شکایت نامه اولین آلبوم
اصلی وی ، Fallen ، که درجه ی 6x Platinum دریافت نمود ، 43 هفته بعنوان یکی از ده آهنگ برتر مطرح بود و
در سراسر جهان 14 میلیون کپی از آن بفروش رفت. سپس در 22 اکتبر 2003 ، Ben ، گیتاریست گروه ، آن را
ترک کرد و دلیل کار خود را اختلاف سلیقه عنوان نمود. در مصاحبه ای که چند ماه بعد صورت گرفت ، Amy
اظهار داشت : " ما به این نقطه رسیدیم که اگر چیزی تغییر نکند نخواهیم توانست آلبوم دوم را ضبط کنیم " . او
همچنین گفت : " ما در نهایت ، یک گروه واقعی هستیم و حضور صرف Ben یا من یا یکی دیگر از سایرین تأثیر
گذار نیست ". در اول دسامبر 2005 ، مدیر سابق برنامه های Evanescence ، Dennis Rider " دعوی " ای را
علیه Lee برای نقض قرار داد ارائه نمود. در این دادخواست ، Rider از کنار گذاشته شدن قبل از موعد و
ناعادلانه اش از مدیریت برنامه های Evanescence شکایت کرده بود. در مقابل ، Lee نیز شکایت نامه ای علیه
Rider ارائه نمود که در آن ، مواردی چون کوتاهی در انجام وظیفه ، تجاوز جنسی و ضرب و جرح ، قصور در انجام
کارها و تخلفات مالی ذکر شده بود. برخی از مواردی که در این شکایت نامه علیه Ridder عنوان گشته بود
عبارتند از: سهل انگاری در انجام وظایف اصلی وی در قبال Lee و تمرکز وی در داشتن روابط نزدیک با دیگر زنان ،
پنهان از همسر خود ، مستی در هنگام ملاقات های کاری ، سوء استفاده ی فیزیکی از زنان و افتخار بدان ،
تمایل پیش رونده برای ارتباط جنسی با Lee ، دریافت دستمزد بیشتر مضاف بر توافقات قبلی و استفاده از کارت
های اعتباری Lee و خرید هدایا با آن برای معشوقه اش. وکیل Rider ، Bert Deixler ادعا نمود که Rider به
تمامی وظایف و تعهدات خود به طور کامل طبق توافق های انجام شده عمل نموده و همواره کار خود را به نحو
کاملاً مطلوب و حرفه ای ارائه داده است. The open door Lee در حال کار بر روی موسیقی آغازین " تاریخچه
ی Narnia ، شیر ، ساحره و صندوقچه " (
The Chronicles of Narnia: The Lion, the Witch and the Wardrobe) بود و همچنین نگارش یک موسیقی
اضافی برای این فیلم را به عهده داشت . اما این موسیقی ، مورد پذیرش قرار نگرفت . گرچه Lee اذعان نمود
آنچه در فیلم استفاده نشده برای استفاده در آلبوم جدید مناسب خواهد بود. گفته شد که آن موسیقی ، چند
تکه شده و در Track های مختلف به کار رفته است ، هر چند Lee عنوان نمود که این موضوع صحت ندارد. در
واقع این موسیقی به طور کامل در آلبوم قرار نگرفت بلکه قسمتی از آن در مقدمه ی Good Enough آورده شده
است. این آلبوم ، The open door ( درِ باز ) نام گرفته و در ماه می 2006 در مجله ی موسیقی Blender
معرفی شده است. Image ( تصاویر- چهره ) Lee با سبک نئوگوتیک ظاهرش شناخته شده است .

زیرا او
گهگاه از آرایش گوتیک و لباس های ویکتوریایی استفاده می کند. همچنین او طراح بسیاری از لباس های خود
است . از جمله لباسی که در موزیک ویدئوی Going Under به تن دارد. او همچنین یک سوراخ کردگی قابل
توجه در ابروی چپ خود دارد (داشت) که در Fallen کاملاً مشخص است. بسیاری از طرفداران Lee ، وی را
بخاطر امتناعش از استفاده از جاذبه های جنسی که می توانست برای رقابت با سایر خوانندگان بکار رود ، می
ستایند. او بارها گفته است که هرگز سینه های خود را در معرض دید دوربین ها قرار نخواهد داد و هرگز در
تبلیغاتی که توجهات را به سوی بدن او معطوف کند ، شرکت نخواهد کرد. در موزیک ویدئوی Every body’s fool
(همه احمقند) او با استهزاء هنرمندانی که از جاذبه های سکسی برای شهرت استفاده می کنند در واقع
همه ی آن ها را احمقانی معرفی مینماید که تنها دروغ میگویند و این موضوع اصلی این موزیک ویدئو را تشکیل
میدهد. یه نكته مهم در مورد خواننده اصلی این گروه (amy lee) اینه كه هر چی بگردی یه عكس سكسی
نمیتونی از این خواننده پیدا كنی! ساخته هایش در سال 2000 ، Amy بعنوان مهمان در آهنگ Breath (نفس
بکش) ساخته ی David Hodges (کیبورد نواز سابق Evanescence ) آواز خواند که در CD به نام " کلیسایی در
اوج و پرستشی در اوج " آورده شده است. همچنین Amy در آهنگ منتشر نشده ای به نام Fall into you
خوانده است. علاوه بر این ، او بعنوان صدای زمینه در آهنگی با نام Missing you در آلبوم آغازین Big Dismal در
سال 2003 که Believe نام دارد شرکت نموده است. Lee و دوست پسر سابقش Shaun Morgan از گروه
Seether در یک همخوانی ، همراه گشته و ساخت آهنگی را تحت عنوان Broken رقم زدند. این همخوانی در
آلبوم Disclaimer II نیز همانند قسمتی از موسیقی فیلم The Punisher در سال 2004 ارائه شده است

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:10 توسط melorin




